محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1539
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
ارسال نمودند و ميرزا عبد الحسين خان همشيرهزادهء ميرزا ابو الحسن خان به سفارت نمسه معيّن و با مشار اليه به محلّ مأموريت خود رفت ، و موكب همايون تشريففرماى چمن نمكه و ساور گرديد - هم در اين سال فتيح خان افغان با لشكر فراوان عزيمت ارض اقدس نمود و محمّد خان قرائى و ابراهيم خان هزاره به دو گرويدند . نواب حسنعلى ميرزاى شجاع السلطنه با لشكر جرّار از ارض اقدس براى دفع فتيح خان حركت كرد و در كال ياقوتى معتمد الدوله و خوانين سمنان و دامغان به نواب معظم پيوستند و فتيح خان افغان با سى هزار نفر سوار افغان و هزاره در كوسويّه مستعد جنگ شد . نواب شجاع السلطنه بنه و آغروق را در كافرقلعه گذاشته در ميان رباط كافر و كوسويه با فتيح خان به مقاتلت پرداختند پس از جنگى سخت لشكر افغان منهزم شد و گلوله بر دهان فتيح خان آمده راه فرار پيش گرفت و در اين حيص و بيص معتمد الدوله جمعيت بنياد خان را گمان اردوى شاهزاده كرده به ميان آنها رفت و دستگير شد . نواب شجاع السلطنه رقم حكومت باخرز و كوسويه و غوريان را براى بنياد خان فرستادند و او نيز معتمد الدّوله را با تداركى شايسته به حضور شاهزاده فرستاد - هم در اين اوان موكب همايون با لشكرى جرّار به بام ورود نمود و به محاصره قلعهء بام اشارت فرمودند و بعد از دو روز قلعه به تصرّف عساكر منصوره درآمد مرتضى قلى خان برادر سعادتقلى خان بغايرى كه در قلعهء بام بود با قرآن و شمشير به حضور مبارك آمد و او و برادرش هر دو معفو شدند و از اتفاقات آنكه خاقان كشورستان روزى در قلعهء بام گردش مىكردند گلولهاى از قلعه به طرف اعليحضرت پادشاهى انداختند ، آن گلوله به يكنفر از غلامان كه در نزديكى بود خورد و از اسب درغلطيد و با اينكه مرتكب به دست آمد او را عفو فرمودند - هم در اين اوان رحيم خان خوارزمى كه از حركت و انتهاض موكب خاقانى خبردار گرديده راه فرار پيش گرفته به خيوه شتافت و خوانين خراسان طوعا و كرها مطيع شدند و حكم همايون به محاصرهء خبوشان شرف صدور يافت و رضا قلى خان به قلعهء شيروان گريخت و به ميرزا محمد شفيع صدر اعظم متوسّل شد . صدر اعظم با ميرزا رضاى قزوينى منشى و ميرزا فضل اللّه علىآبادى مازندرانى و مستوفى ميرزا فضل اللّه خاورى شيرازى براى اطمينان او به شيروان رفتند ولى